زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۱۰ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۱۰


من خوابگزارِ ستاره و
آوازخوانِ آدمی‌ام
تا هر کجا که بشايد
من اين گونه خواهم سرود
به تا هر کجا که واژه
در ذهن من، زندگی‌ست!


جهان، واژه‌ی دُرُشتی‌ست
سنگين است، صبوری می‌خواهد،
اما همين جهان
به خاطرِ من باز
رو به روشنايی ... آغوش خواهد گشود
ما به اقليمی آسوده خواهيم رفت
و روياهای خويش را از خوابِ‌ ناممکنِ گريه باز خواهيم گرفت.


ما جاری خواهيم شد
از شبِ شکسته خواهيم گذشت
و بعد ... آن سوی رود
بامداد است
شادمانی هم
و برکتِ روياها،
و چيزهای ديگری که فکرش را هم نکرده بوده‌ايم
تنها زنی را خواهيد ديد
با اسب‌های برازنده‌ی سپيدش در باد
که به آينه‌زارِ دريا باز می‌گردد!


بانوی بامدادیِ من
ثروتِ سَحَری
سکوت
و ... کمی آن سوتر از آن درخت
که بادِ بی‌ندا ... وزيدن گرفته است.


اين کلمات، کلمات‌اند
کلمه، فهمِ عجيبِ حروف،
با اين همه کی آمده را
راه را و روشنايی راه را ...!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013