زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
به من رسيد اين رويا که بگو مردمانت منتظرند! <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


به من رسيد اين رويا که بگو مردمانت منتظرند!


همه‌ی زخم‌ها
شفا می‌يابند.
همه‌ی آرزوها
برآورده می‌شوند
همه‌ی روياها
به راه خواهند آمد.


و من از آن آمده‌ی آسمانی پرسيدم:
تا کی تحملِ اين همه؟!
و او با من به زبانی شگفت سخن گفت.
کی بود و کجا بود
بی‌سمت، بی‌سايه، بی‌نبود
نبود بود و نه بود
نيستی نبود
هستی، هوا، کی، نه کجا، بی نی!
نه پايين و بالايی نه،
نه دوش و نه فردايی نه، حالايی نه!
نه آب و نه خاک، نه ذهن و نه زاد
نه آتش، نه باد
کی بود و کجا بود
بی‌مرگ، بی‌زندگی، بی‌با
نه بَر، نه بو، نه سو
شب نبود و روز نبود و هنوز نبود
در آغاز، آغاز آمد
آمده‌ی آغاز بود
و رازها به راه ...!


تاريکیِ تمام
تمامِ هرچه تمام،
بی‌سمت، بی‌سايه، بی‌نبود
اشاره نبود
که بعد روشنايی از وَهم آفرينش آمد!
و آب، و آسمان، و بوی بُخارِ باد
عشق آغاز شد
و بادها وزيدن گرفتند.


آمده‌ی عزيزِ من آمده بود،
بی‌سمت، بی‌سايه، بی‌نبود،
گفت:
- زودا ...!
و رفت، و ما ديديم، و ما علايمی عجيب
در آسمانِ آبی اسفند و ستاره ديديم
که همه‌ی زخم‌ها شفا می‌يابند
همه‌ی آرزوها برآورده می‌شوند
و همه‌ی روياها
که به راه ...!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013