زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
بماند ...! <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


بماند ...!


هی راز‌دارِ هرچه دلِ دريايی‌ست
آدم که نمی‌رود به پروانه ستم کُند!
تو اينجا ...
می‌خواهم بگويم يعنی تو اينجا که بی‌چراغ،
می‌گويم ای روشنا!
خسته، عزيزم!
تو اينجا چه می‌کنی
چه کرده‌ای
چه خواهی کرد!؟


کيست به گفته‌ی دريا
آن پيروزمندِ آيين‌آورِ آسمانِ بلند!؟
حالا اين جمله از اهلِ همين کوچه است
ما می‌گوييم مثلا به قولِ ماه!
چه فرقی دارد
همين طور کلمه ببارد بر زبانِ سرخ!


من به روشن‌ترين کلماتِ پروردگار
پناه آورده‌ام،
نان و آرامش برای ملتم
صبوری، سکوت، گمنامی و هوا ... برای خودم
و خوابی خوش
برای همه‌ی عزيزانی که از اينجا رفته‌اند.


سرپناه
بودنی
بوده‌ها
ها ... نجات‌دهنده‌ی بينا
پس کی خواهی آمد!؟




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013