زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


آخرين عاشقانه‌های ری‌را


شناسنامه کتاب
نام: آخرين عاشقانه‌های ری‌را
شاعر: سيد علی صالحی
تاريخ چاپ: چاپ اول - ۱۳۷۸
تيراژ: ۳۰۰۰ جلد
تعداد صفحات: ۳۶۴ صفحه
شابک: ۰-۵۵-۵۶۰۹-۹۶۴
ناشر: انتشارات تهران - تهران، صندوق پستی ۴۸۷-۱۹۵۸۵
حروفچين: هاديان
ليتوگراف: ديبا
چاپ: ديبا
فهرست
دفتر اول: داستان يک استکان شکسته

داستان يک استکان شکسته




دفتر دوم: نامه‌های نخست ری‌را

نامه‌ی اول
نامه‌ی دوم
نامه‌ی سوم
نامه‌ی چهارم
نامه‌ی پنجم
نامه‌ی ششم
نامه‌ی هفتم
نامه‌ی هشتم
نامه‌ی نهم




دفتر سوم: چند نشانی از دومين ديدار

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸
۲۹
۳۰
۳۱
۳۲
۳۳
۳۴
۳۵




دفتر چهارم: درست ... همان‌جا که ديگر راهی نيست رهايی آغاز می‌شود.

او
بی ...
پيش‌بينی
گُلی ... بادهای بی نی‌لبک!
گوشه در لغت به معنی کنايه آمده است
از گريه‌های عَلو
پس کی اين روز، روزِ به اين بلندی تمام خواهد شد؟
زنی بود بالِ رودِ برهنه‌ی گنگ
بچه‌های اهل همين هوا می‌گويند تو بر می‌گردی، من گفته‌ام، می‌گويم ... تو برگشته‌ای!
يک ذره دلداری از سَفَر کَم آوردم
حوصله‌ی رفتنِ اين همه راه در من نيست، می‌خواهم استراحت کنم!
هميشه فکر می‌کردم خُب همين است ديگر ...!
دخترِ بادهای نيلوفری
اين روی نوار
باز هم به سلامتی خودت!
لابه‌لای همين سکوت
باز هم توسل به ماه، به کسی چه مربوط!
نزديک‌تر بيا، می‌خواهم ببوسمت
کی، به هر وقتِ اين غروب!
ماخولای نيمای من
اولا يک جوری بايد ... که بعدها!
اگر ...!
زندگی
سرقتِ يک سطر ساده از نامه‌های خودم
اطلاعيه برای اهلِ تماشا
حواسَت به من هست؟! چرا تا ترانه‌ای به خاطرمان می‌آيد، می‌رويم پنجره‌ها را می‌بنديم؟
الف، تنفسِ هو
وَشا ... ها باشد، دردت به جانم!
تا با منی، نترس، بيا، بعدا خودم می‌گويم چرا.
يکی دو پياله با مولوی
بستن و گشودنِ دکمه‌های پيراهن
وقتِ شب از ميم و سين و حرفِ بعدیِ ما
به زودی همه چيز آشکار خواهد شد
من وَحیِ آب‌ها را شنيده‌ام
خودت بفهم، بعد با هم به خانه برمی‌گرديم.
من ترانه در ترانه باز می‌خوانم، بعد لب‌هامان رویِ کتابِ ... ناتمام!
اَمر به واژه می‌کنم، سنگپاره‌ها تکان می‌خورند!
از درياها گذشتيم و ديگر باره از روحِ آب زاده شديم!
بيشتر اوقات، مشکل از خودمان است.
مراد از معنیِ می‌کشان ...
ما بايد بفهميم ...!
می‌گويند عاقبتِ آينه ... بخير!
چيزی نيست، دو سه خطِ ساده است
چه شب‌های نابهنگامِ پُر لُکنتی!
اگر ستاره داری، خانه‌ام را کن!
ادامه‌ی می‌خانه، که آن را روی هم خواهم نوشت.
اسم‌ها، خط‌خوردگی‌ها، و روزگارِ حرفِ عجيبِ "خ"
ما شاعرانِ سپيده‌دمِ جهان
قصه‌گوی نور، آورنده‌ی بوسه‌های سَحَری: سيد!
دعای زنی در راه،‌ که تنها می‌رفت
کتاب‌ها، کلمات، آدميان ...
بزرگِ بی‌تا، عشق، اسمِ يک نفر که تويی!
به ياری ما خواهند آمد، آرام، خاموش، ناديده و شگفت!
کلمه، نامزدِ کم‌روی سکوت من است
بماند ...!
با همين حروفِ بی‌منظور، فالی بزن،‌ حتما مبارک است!
بر اين خاک و از اين خانه و از همين مردمان
از بَند خواهد رست، رويا خواهد ديد، و شعرهای تازه‌ی مرا مرور خواهد کرد.
بعد از ما، شما زمزمه خواهيد کرد:
به من رسيد اين رويا که بگو مردمانت منتظرند!




دفتر پنجم: از ميان آن همه رويا، تنها همين پاره‌های مِه‌آلود را به ياد می‌آورم
پاره‌های مه‌آلودی که از اورادِ آينه آمدند

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۸
۱۰




دفتر ششم: اولين دفتر از سَفَر به هر کجا که پيش بيايد!

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸




دفتر هفتم: اگر بخواهی تو هم می‌توانی، اين تازه اول الفبای عشق است.

الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س




دفتر هشتم: ۳/۱/۱۳۷۷ - وازی‌‌وارِ مازندرانِ من، ليمو و آينه

۱
۲




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013