|
دی ۱۳۸۶
|
|
دی ۱۳۸۶
|
|
سال ۱۳۸۵
|
|
سال ۱۳۸۵
|
|
سال ۱۳۸۵
|
|
سال ۱۳۸۵
|
|
سال ۱۳۸۲
|
|
سوئد
فروردین ۱۳۸۱
|
|
سال ۱۳۸۱
|
|
دامنهی دماوند
سال ۱۳۸۰
|
|
سال ۱۳۷۵
|
|
صالحی: "دههی ۴۰ - خانوادهی ما در اين محل اجارهنشين بود. صاحبخانه ساعت ۸ غروب فيوز کنتور مشترک برق را باز میکرد، خسيس بود، من زير نور ماه و گاهی زير نور شمع و اگر نفت داشتيم، زير نور لامپها و فانوس مطالعه میکردم.
شاهنامه را در همين ايام - اواخر دههی ۴۰ - تمام کردم و رو به حافظ و مولوی آوردم."
|
|
صالحی: "بعضی غروبها بالای کوهی میرفتم که در اين عکس، در انتهای صحنه ديده میشود.
در عهد نوجوانی جای من نوک و قلهی همان کوه بود. ساعتها و ساعتها ... و از ديدن دنيا سير نمیشدم و کسی نبود که به انبوه پرسشهايم جواب دهد.
آن روزگار دههی ۴۰ بود."
|
|
سال ۱۳۴۱
|
|
دبستان سعدی
دبستانی که صالحی تحصيلات دوره ابتدايی خود را در آن گذراند: سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۷
|
|
محلهی "دره خِرسُون"، M.I.S (مسجد سليمان)
صالحی: "دوران کودکی و نوجوانی، کوه و تپه بالای اين عکس، محل خلوت و پايگاه مطالعاتی من بود."
|
|
چشماندازی از محلهی "دره خِرسُون"، مسجد سليمان
محلهی دروهی کودکی و نوجوانی صالحی
|
|
صالحی: "يکی از سرگرمیهای من تنهايی و پرسهزدن در بيابانها و حومهها و واحههای اطراف مسجد سليمان بود.
مسجد سليمان دوزخ و بهشت توامان بود."
|
|
مسجد سليمان
محلهای که صالحی در آن بزرگ شد.
|
|
مسجد سليمان - سال ۱۳۸۱
شهری که صالحی دوران نوجوانی و جوانی خود را در آن گذراند.
|
|
گوشهای از شهر مسجد سليمان معروف به M.I.S
|
|
منظرهی دشتِ مَرغاب
|
|